الشيخ محمد تقي بهجت
10
جامع المسائل ( فارسي )
علم به سبب اجتماع امورى كه هر كدام به تنهايى مفيد ظن و غير معتبر است در عرف و شرع مگر آن كه مفيد اطمينان باشد نزد كسانى كه مىخواهند ترتيب آثار بدهند . چنانچه ذكر شد علامت بلوغ : در مرد و زن « احتلام » است ، يعنى نزول منى در خواب يا بيدارى ؛ و انبات شعر خشن در عانه ، يعنى روييدن موى زبر بالاى آلت مردى و اطراف عورت پيشى زن و همچنين در دو فرج خنثاى مشكل يا يكى ثابت از خنثاى غير مشكل ؛ و در زنها حيض ؛ و در هر دو ، سن مخصوص كه پانزده ( 15 ) تمام در مرد و نه ( 9 ) تمام در زن است مىباشد . لحيه و شارب و انبات و دور نيست علامت بودن لحيه و شارب كه موى معهود در روى مرد مىباشند بر اعم از سبق و تقارن زيرا غالباً متأخّر از نبات شعر خشن در عانه هستند . و آيا انباتْ بلوغ است ، يا اماره بر آن ؟ ظاهر دومى است . و ظاهر عدم ثمره براى اين اختلاف است ، زيرا با عدم اماره ديگرى مستصحب العدم است قبل از انبات محقّق ، و با امارهء ديگرى در متقدّم بر آن انبات و هر علامتى نسبت بر سابق ، حكمى ندارند ، بلكه حكم سابق به استصحاب ، مستند است ؛ بلى مىتوان گفت مردى و زنى مساوقت آنها با اين علامات ، بى معنى است . و اظهر عدم تاثير انباتِ به علاج است ، مگر آن كه معالجه ، از قبيل تقويت بدن و تفريحات باشد كه در نموّ قوه حيوانى مؤثر باشد . احتلام بر حسب آن چه مذكور شد از امارات عرفيّه و شرعيّه : « احتلام » است در مرد و زن از موضع معتاد با اقتران به شهوت ، يعنى رؤيت در منام ، كه به الغاء خصوصيت ، محمول بر نزول منى است به هر صورتى ، كه غالباً ابتداى آن در خواب مىشود . و اظهر اماريّت معرضيّت نزول است به علم به آن كه اگر سببى باشد و مانعى نباشد ، نزول فعليّت مىنمايد ، و از آن تعبير به بلوغ نكاح مىشود .